پشتکار داشتن و سخت کوش بودن از ویژگی های هر فرد موفقی است. بیشتر ما در تعیین هدف، عالی هستیم، اما در دستیابی به آن‌ها موفق نمی شویم. شاید یکی از مهم ترین دلایل عدم دستیابی به اهداف خود نداشتن پشتکار باشد.

این هدف می‌تواند شامل شروع یک کسب‌وکار جدید، یادگیری زبان جدید یا یادگیری موسیقی باشد. بسیاری از افراد همیشه اهداف خود را نیمه‌تمام رها می‌کنند. یکی از بزرگ‌ترین دلایلی که اجازه نمی‌دهد به اهدافمان برسیم، عدم انگیزه و پشتکار است.

معمولاً پس از تعیین هدف، مسیر خود را با خوش‌بینی تمام شروع می‌کنیم، بدون آنکه ازنظر ذهنی برای موانع اجتناب‌ناپذیر پیش رو آماده‌باشیم. همان‌طور که آنتونی رابینز می‌گوید:” 80 درصد موفقیت در هر کاری روانی و 20 درصد باقی‌مانده مربوط به چگونگی انجام آن است”.

در این قسمت، هاو کن یو 6 روش پایدار و قدرتمند برای داشتن پشتکار را برای شما آورده است، با ما همراه باشید:

خودتان را بیشتر بشناسید

همه‌چیز با این قدم اول شروع می‌شود.

بدون بینش عمیق و با اهدافی که فراتر از توانایی‌تان است، در همان مراحل اولیه از حرکت بازمی‌ایستید و ناچار می‌شوید از هدفتان دست‌بردارید.

بااین‌حال، وقتی هدفی غیرواقع بینانه برای خودتان در نظر می‌گیرید و به سمت آن حرکت می‌کنید، فشار مسئولیت‌پذیری به‌تنهایی بیش از هدفی که در سردارید، شمارا به جلو پیش می‌راند.

به‌عنوان‌مثال، اگر در حال یادگیری زبان انگلیسی برای برقراری رابطه با شریک زندگی‌تان هستید، احتمالاً پشتکار بیشتری دارید، زیرا رابطه‌تان درخطر است.

یا اگر می‌خواهید وزن کم کنید، به این فکر کنید که چنین تغییری چقدر اعتمادبه‌نفس و شادی برایتان به ارمغان می‌آورد و با این کار چه تأثیری روی کسی که دوستش دارید، می‌گذارید.

اینکه به‌جای اهداف خودمحور اهداف بزرگ‌تری را در نظر بگیرید که عزیزانتان را هم تحت تأثیر قرار می‌دهد، به شما کمک می‌کند که به‌جای سختی‌ها بر روی آنچه به دست خواهید آورد متمرکز شوید.

یک گروه پشتیبانی ایجاد کنید

ضرب‌المثل معروفی می‌گوید:” اگر می‌خواهی سریع به مقصد برسی، تنها برو اما اگر مقصد دور است، با دیگران همراه شو”.

برترین هنرمندان جهان هم دارای یک گروه پشتیبانی هستند تا به آن‌ها انگیزه و پشتکار دهند، تیمی شامل مربیان شخصی، کارمندان، دستیاران، مربی، شریک و …

مهم‌تر از همه، باید افرادی را در اطراف خود نگه‌دارید که قبلاً به آنچه شما می‌خواهید برسید، دست‌یافته‌اند. این کار نه‌تنها بر سرعت یادگیری شما تأثیر مثبت می‌گذارد، بلکه علم ثابت کرده است که حضور این افراد، هنگام مواجهه با سختی‌ها، پشتکار و مقاومت شمارا افزایش می‌دهد. هنگامی‌که یک هدف روشن و مشخص دارید، با اطمینان از اینکه به آن هدف دست پیدا می‌کنید، روی سیستمی در بدن که سیستم فعال‌سازی شبکه‌ای (RAS) نامیده می‌شود، اثر می‌گذارید. این سیستم به مغزتان کمک می‌کند تا تصمیم بگیرد بر کدام اطلاعات تمرکز کند و کدام اطلاعات را حذف کند.

به‌طور خلاصه، ذهن شما به‌جای حواس‌پرتی‌های بیهوده مانند تردیدها و ترس‌ها، انرژی‌تان را دررسیدن به هدف موردنظر متمرکز می‌کند.

ذهنیت رشد داشته باشید

برای رسیدن به اهداف خود، اغلب باید از مسیر شخصی‌مان خارج شویم.

کارول دوک، نویسنده ذهنیت رشد، 20 سال از زندگی‌اش را صرف تحقیق در مورد چگونگی اثرگذاری طرز فکر ما در موفقیت کرد. این تحقیق ادعا می‌کند که افراد یا ذهنیت رشد دارند، یعنی افرادی که باور دارند می‌توانند استعدادهای خود را با سخت‌کوشی و غلبه بر چالش‌ها در مسیر موفقیت تقویت کنند، یا ذهنیت ثابت دارند، یعنی کسانی که باور دارند استعدادهایشان طبیعی و مادرزادی است. دوک به این نتیجه رسید که افراد دارای ذهنیت رشد روابط شادتری برقرار می‌کنند، به موفقیت بیشتری دست پیدا می‌کنند و در مقابله با مشکلات، پشتکار بیشتری نشان می‌دهند.

به‌عبارت‌دیگر، باید به‌جای داشتن انتظارات بیش‌ازحد از خودمان، پیروزی‌های کوچکمان را تحسین کنیم و بدانیم برای پیشرفت زندگی‌مان است که تلاش می‌کنیم.

پشتکار داشتن بدون برنامه‌ریزی، هدر دادن زمان و انرژی است

موفق‌ترین افراد جهان از کارآفرینان بیلیونر گرفته تا ورزشکاران المپیک و … در سرتاسر جهان، همگی برای اولویت‌بندی روزشان از برنامه‌ریزی استفاده می‌کنند.

چرا فهرست کارهای روزانه گاهی به کار نمی آید؟

به گفته یک محقق به نام کوین کروز، لیست کارهای روزانه دارای چند ضعف اساسی است:

  • زمان را محاسبه نمی‌کند. هنگامی که یک لیست طولانی از کارهای روزانه پیش روداریم، تمایل داریم کارهایی که بسیار سریع و در عرض چند دقیقه انجام می‌شود را انجام دهیم و موارد طولانی‌تر انجام‌نشده باقی می‌ماند. تحقیقات نشان می‌دهد که 41 درصد از موارد در لیست کارهای روزانه هرگز انجام نمی‌شود.
  • بین کارهای مهم و غیر مهم تفاوتی قائل نمی‌شود. بازهم انگیزه‌ی ما این است که باکارهای ضروری مقابله کنیم و اولویت‌ها را نادیده بگیریم. (آیا تابه‌حال نوبت ماموگرافی یا کولونوسکوپی خود را به تأخیر انداخته‌اید؟)
  • به استرس ما دامن می‌زند. طبق آنچه در روانشناسی به‌عنوان اثر زیگارنیک شناخته می‌شود، کارهای ناتمام، افکار مزاحم و غیرقابل‌کنترل را تقویت می‌کند. پس جای تعجب نیست که در طول روز احساس می‌کنیم بیش‌ازحد کارکرده‌ایم، اما شب با بی‌خوابی دست‌وپنجه نرم می‌کنیم.

پس به‌جای نوشتن یک لیست طولانی از کارهای روزانه، باید بر روی اولویت‌های همان روز تمرکز کنید، مانند مرور لغات رایج انگلیسی، تمرین موسیقی، یا نوشتن 500 کلمه برای کتاب آینده‌تان.

آنچه برنامه‌ریزی نشده است، انجام نمی‌شود.

به دیگران آموزش دهید

آیا تابه‌حال چیزی را که آموخته‌اید به دیگران یاد داده‌اید و بعد متوجه شده باشید که چقدر به یادآوردن آن مطلب در آینده آسان‌تر است؟

دلیل این امر این است که هنگام آموزش به دیگران، مغزمان قادر است اطلاعات را مؤثرتر از زمانی ثبت کند که فقط آن مطلب را می‌خوانیم.

همان‌طور که تحقیقات نشان می‌دهد، روند به خاطر سپردن مطالب در افراد این‌گونه شکل می‌گیرد:

  • 5 درصد مطالبی است که هنگام سخنرانی یاد می‌گیرند.
  • 10 درصد چیزهایی است که هنگام خواندن مطالب یاد می‌گیرند.
  • 20 درصد را به‌صورت سمعی-بصری می‌آموزند.
  • 30 درصد از اطلاعاتشان از طریق دیدن نمایش ثبت می‌شود.
  • 50 درصد را هنگام شرکت در یک بحث گروهی یاد می‌گیرند.
  • 75 درصد را هنگام تمرین آموخته‌هایشان می‌آموزند.
  • 90 درصد از اطلاعاتشان را هنگام آموزش دادن به دیگران یا به کار بردن فوری مطالب یاد می‌گیرند.

یافته‌های این تحقیق به‌ویژه برای کسانی که مایل به کسب مهارت جدید هستند، اهمیت دارد.

اگر به فکر بهبود مهارت‌های ارتباطی‌تان هستید، فقط به مشاهده کردن اکتفا نکنید، باید فوراً آنچه آموخته‌اید را به کار ببرید.

اگر در حال یادگیری یک‌زبان جدید هستید، به‌جای استفاده از تعامل‌های یک‌طرفه مانند نوارهای صوتی یا نرم‌افزارهای موبایلی، با یک مکالمه زبان یا یک پارتنر مکالمه تمرین کنید تا فرصت تمرین کردن آنچه را که یاد گرفته‌اید را به خودتان بدهید.

نکته اصلی یادگیری همراه باپشتکار استفاده از مطالبی است که یاد می‌گیریم.

برای اهدافتان شرط‌بندی کنید

چرا احتمال دیر رسیدنمان به یک قرار کاری کمتر از یک قرار دوستانه است؟ چون اولی می‌تواند باعث اخراج ما شود.

به‌عنوان انسان، ما به‌طور طبیعی انگیزه بیشتری برای متعهد بودن به قرارهایی داریم که دستاورد یا سهامی در آن‌ها وجود دارد حتی اگر این قرارها از نوع دوستانه باشند.

تحقیقات نشان می‌دهد که ما سه برابر بیشتر تحت تأثیر دستاوردهای منفی قرار می‌گیریم تا دستاوردهای مثبت، بنابراین شرط‌بندی می‌تواند مانند از دست دادن پول، یک انگیزه قدرتمند برای مقابله با خودتان باشد.

می‌توانید با یک دوست که با شما صادق است بر سر اهدافتان شرط‌بندی کنید. به این شکل که طرف مقابل به‌عنوان داور بر هدف خاصی که در نظر می‌گیرید، نظارت کند و شرط ببندید که اگر برای رسیدن به هدفتان به‌اندازه کافی پشتکار نداشتید و موفق نشدید، مبلغی را به‌عنوان هدیه به موسسه خیریه اهدا می‌کنید.

نکته اصلی این است که شخصی را در گروه پشتیبانی خود را در اهدافتان درگیر کنید و آن‌ها را به‌صورت عمومی به اشتراک بگذارید. فشار اجتماعی که اعتبار شمارا تحت تأثیر قرار می‌دهد، بیش ازآنچه تصور می‌کنید شمارا به سمت اهدافتان سوق می‌دهد.

الآن نوبت شماست

هدف یا مهارت جدیدی که سعی در ادامه آن دارید، چیست؟

برای دستیابی به آن هدف از کدام‌یک از استراتژی‌های فوق استفاده خواهید کرد؟

دیدگاه